Papoush |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
سرمایه گذاری
سرمایه گذاری یکی از بزرگترین امتیازاتی است که هر اقتصادی سعی در استفاده از آن دارد، شاید بتوان گفت هیچ اقتصاد بزرگی در دنیا وجود ندارد که از این مقوله استفاده نکرده باشد.سرمایه گذاری در دو مفهوم باید مورد توجه قرار گیرد، یکی از نگاه سرمایه گذار و دیگری از نگاه سرمایه پذیر. سرمایه گذاری یک معامله یا به بیان دقیق تر یک قرارداد است که پایداری و وجود آن بسته به این قرارداد است. چنانچه این معامله یک معامله برد-برد باشد می توان آن را پایدار و مثبت ارزیابی کرد، ام در این بین باید به این مساله توجه ویژه بنماییم که برد-برد یعنی چه؟این که انتظار داشته باشیم سرمایه گذار از باب کمک به سرمایه پذیر، سرمایه گذاری می کند و به دنبال منفعتی نیست یعنی همین وضعی که ما دچارش شده ایم، فکر خامی است که تنها استفاده اش بستن راه سرمایه است و بس.کمی به اقتصاد وطنی خودمان بپردازیم تا موضوع روشن شود. اقتصاد ایران سالها در گیر کمبود نقدینگی و عدم جسارت در سرمایه گذاری های بزرگ بود، البته حالا هم که به لطف نفت 115 دلاری پول دارد، این پول را در مسیری اشتباه صرف می کند. مقایسه وضعیت معیشتی قاطبه مردم در سه سال گذشته و اکنون نشان از این مساله دارد. سرمایه دار در هر شرایطی برای خود راه حلی پیدا میکند به طوری که سبد سرمایه خود را همیشه در بازدهی مثبت نگه می دارد حتی اگر لازم باشد سرمایه اش را از کشورش خارج کند. اما مردم عادی برای رشد وضعیت شان نیازمند رشد اقتصاد هستند. عدم ایجاد ظرفیت های لازم برای جذب منابع مالی که سرریز شده است از نقص هایی است که این روزها خود را بیشتر می نمایاند. روزگاری در این کشور پروژه های عمرانی همیشه درگیر کمبود اعتبارات بودند، حالا که اعتبارات به طرز وحشتناکی رشد کرده است ظرفیت اجرایی کشور شاید و فقط شاید حدود 30 درصد رشد داشته است، چون ظرفیت و زیر ساخت لازم برای جذب آن ایجاد نشده است. می خواهیم 20 سد بسازیم، پیمانکار توانا نداریم، چون قرار است همه کارهای بزرگ دست فلان پیمانکار باشد، می خواهیم هتل بسازیم، مسافر نداریم، چون حمل و نقل عمومی ضعیف است، چون بقیه امکانات نیست و از همه مهمتر چون مردم پول ندارند که سفر بروند، خارجی هم که وقتی عصا به دست گرفت هوس ایران گردی می کند با هزار مکافات. خب راه حل چیست؟سرمایه گذاری خارجی، سرمایه گذاری وسیع در صنایع مولد، خرید شرکت های خارجی، بالا بردن ظرفیت های داخلی با استفاده از سرمایه خارجی و ..... راه حل های مختلفی هستند که می توان انجام داد تا هر کدام گوشه ای از این مشکلات را حل کند.سرمایه گذار خارجی: اول درب ها باز می شود، آقایان می آیند و از دیدن این همه فرصت و امکانات متعجب می شوند و در دل می خندند که چرا تا به حال نیامده ایم، مذاکره می کنند، قول می گیرند که با آنها همه جور همکاری بشود و قول می دهند که اینجور می کنیم و آنجور می کنیم. تفاهم نامه ای امضا می کنند و سرخوش می روند. وقتی رفتند آقایان هم می روند تا خستگی به در کنند و به خواب فرو می روند، هیاتی مامور رسیدگی می شود تا با امضای قرارداد بیم تسلط اجنبی نرود، گزارش می دهند که خوب است. یکسال می گذرد و آقایان دوباره می آیند تا قرارداد امضا شود، ملاقات های پنهانی آغاز می شود که دنگ فلانی را باید بدهید و فلان امتیاز را هم بدهید و اینگونه قرارداد منعقد می شود.بعد از یکسال که هیچ اتفاقی نمی افتد طرفین همدیگر را مقصر می خوانند تا اینکه دولتی عوض شود و به ناگاه یک فرد بسیار فهمیده که از همه گذشتگان بیشتر می فهمد انگشت اتهام به سوی طرف خارجی دراز می کند که ای آی، مملکت را به تاراج بردند و از این گونه مزخرفات. بعد می گویند باید قرارداد اصلاح شود. در همین میان یک آقای وزیری، وکیلی تحت تاثیر نخود های دیزی مهمانی دیشب که منزل اقوام بودند به این نتیجه می رسند که تعرفه فلان کالا کم است پس زیادش می کنند و بی خبر که همین کالا قسمتس از موضوع قرار دادی است که وصفش رفت. شما جای این سرمایه گذار مادر مرده باشید چه می کنید؟ تازه 4 سال بعد در مملکت خودشان مدیرانش را می گیرند به اتهام دادن رشوه....
ادامه دارد....................
| لینک | شنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٧ - Babak |
آمار
گفتم رشد چهار تا شش درصدی اقتصاد، پنجاه درصد تفاوت برای چه؟واقعیت این است که همواره وجود و دسترسی به آمارهای دقیق اصلی ترین دغدغه برنامه ریزان اقتصادی در ایران بوده است. تقریبا هیچ دو نهاد مالی و پولی نمی توان در ایران یافت که بر سر نرخ شاخص ها اتفاق نظر داشته باشند. هنوز یادمان نرفته است دعوای جانا نه ای که بین مرکز پژوهش ها و بانک مرکزی بر سر نرخ تورم وجود داشت که صد البته پایان هم نیافت. آمارها مبنای برنامه ریزی هستند و همیشه باید از اهداف و نیت های سیاسی در امان باشند.| لینک | دوشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٦ - Babak |
چک پول
ماجرای چاپ چک پول های خارج از قاعده، حکایتی است شنیدنی. اینکه این عمل یک شبه و در فاصله زمانی تعویض رییس کل بانک مرکزی رخ می دهد هم از آن حرفها ست که مرغابی پخته را به پرواز وا می دارد. بهترین کار این است که در تمام درد اقتصادی این مملکت را به گردن چک پول بیاندازیم، از آن به خلق پول تعبیر کنیم و بگوییم رشد نقدینگی یعنی رشد چک پول و مقصران هم بانک ها هستند و خلاصه کی بود کی بود من نبودم!!!!!اول اینکه چک پول به خودی خود خلق پول نیست. اصولا اینکه سند بهاداری صادر شود و در مقابل سند بهادار دیگری به کسی واگذار شود، ابدا مصداق خلق پول نیست و هیچ اخلالی هم در نظام اقتصادی ندارد. اگر چک پول ها بیش از یک بار به گردش در می آیند و اگر حجم آن یک شبه 10 برابر می شود نشان از یک اقتصاد بسیار بیمار دارد نه اینکه خود عامل این بیماری باشد.در این که چک پول در ایران بسیار نابجا به کار برده می شود شکی نیست ولی باید دلایل آنرا از بین برد نه صورت مساله را. در اینکه چک پول، پول نیست و چک است نیز بحثی در میان نیست.بیایید نگاهی بیاندازیم به یکی از این دلایل. سال 1357 بزرگترین اسکناس 10000 ریالی بود (هزارتومان). تا همین 3 سال پیش هم بزرگترین اسکناس همین عدد بود (کاری به کوچکترین نداریم که اگر علاقمند بودید سری به موزه پول بزنید).حالا قیمت یک پیکان را در همین دو سال مقایسه کنید که برای خریدنش باید چه حجم پول ردوبدل شود. 300000 ریال تا 50000000 ریال یعنی 166 برابر. تازه اگر معیار را چیز های دیگری بگیرید اوضاع از این هم بدتر است.شما باید 30 اسکناس در سال 57 و 5000 اسکناس در سال های اخیر برای خرید خودرو پرداخت می کردید!!! 5000 اسکناس یعنی 50 بسته اسکناس یعنی یک چمدان مثل این فیلمها که معامله مواد مخدر در آن نمایش داده می شود.عملا استفاده از اسکناس بیشتر در حد خرید های روزمره از میوه فروش و سوپر مارکت و مانند اینها می شود (هر چند که گاهی باید برای همین ها از چک پول استفاده کرد). این مساله باعث می شود که پول در معملات جایی نداشته باشد.چک هم که در ایران آنچنان وضعیت پیچیده ای دارد که خیلی ها اصولا ریسک دریافت آن را نمی پذیرند. سیستم های الکترونیک هم که هنوز در حد خرید اسباب بازی مانده است. پس چاره چیست؟ حالا یک دفعه یک نفر از خواب بیدار می شود که در خواب به او الهام شده است که بگیرید این پدر سوخته هارا که با چاپ چک پول در شیپور اجنبی دمیده اند و خواب را از مردمان این مملکت گرفته اند. من و شما هم می نشینیم و در مورد این اظهار نظر ها حرف می زنیم، دعوا می کنیم و خلاصه حسابی سرگرم می شویم. آن آقا هم در بانک مرکزی بخشنامه می دهد که چک پول ها را جمع کنید، اینجور کنیم و آنجور کنیم.حالا اگر حافظه تان قوی است و حال و حوصله هم دارید سال دیگر همین موقع نگاهی به آمارها بیاندازید و ببینید آیا آن شرایطی که فرمودند عوض می شود یا نه؟ اگر هم یادتان رفت یک کاغذی چیزی بچسبانید به در یخچال منزلتان که سال دیگر همین موقع باهم بررسی کنیم و ببینیم چه شده وضع نابسامان چک پول ها.تازه اگر که مساله حل شده باشد، یعنی آن موقع اقتصاد ما شکوفا شده است و دیگر مشکلی نداریم در اقتصادمان جز ملال دوری شما !!!! فقط اگر قیمت جهانی کالا ها را هم پایین بیاوریم مملکت گلستان است و سیل سرمایه خارجی است که می آید و شاخص های اقتصاد یک شبه به سقف می چسبند و تازه ما می فهمیم که ای بابا این همه سال آقایان آمدند و رفتند کسی هم نفهمید این مشکلات از کجاست!!! فقط یک جمله: شما از من بانکدار وام می گیرید 13 درصد، همین بانک بغلی که رفیق من هم هست به شما سود می دهد 17.25 درصد، عباس اقا سوپر سر محله به شما سود می دهد 36 درصد. آقای مهندس که انتهای کوچه زندگی را به خلق خدا حرام کرده و یک ساختمان پنج طبقه می سازد متری فلان قدر، سود می دهد 40 درصد و خیلی هم خوشحال است چون اگر از شما نگیرد باید از آقا ولی که در بازار تو کار پول است، نزول کند به 48 درصد آن هم با هزار تا معرف و دنگ و فنگ دیگر. اگر این معامله را حل کردید که سه سوت به شما جایزه نوبل اقتصاد می دهند اگر هم که نه، تازه می شوید مثل 70 – 80 میلیون آدم دیگر در این مملکت. حالا فکر نکنید که این رقم ها ناچیز است، شما 20 میلیارد از من بانکدار می گیرید که با آن کارخانه را بیاندازید که خلق خدا را مشغول کنید ولی وقتی اینجوری می شود، ترجیح می دهید اول دو تا حرکت دیگر!! انجام دهید بعد بگویید ببخشید نشد! شرمنده! و اگر انصاف داشته باشید و گردنتان هنوز خیلی کلفت نشده باشید، پول بانک مرا پس بدهید.| لینک | شنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٦ - Babak |
تورم و نقدینگی
نقدینگی همان حجم پول در دسترس مردم است. افزایش نقدینگی به خودی خود مضر نیست بلکه اگر زمینه های جذب آن در سطح جامعه فراهم باشد میتواند بسیار مولد و مفید باشد. حقیقت این است که بالا رفتن سطح درآمد در اجتماع همواره مورد توجه همه اقتصاد دانان است. موتور محرکه اقتصاد و رشد درآمد است. بالارفتن درآمد به سادگی باعث افزایش نقدینگی است اما نکته مهم هدایت این جریان پول است. رشد نقدینگی اصولا در اقتصاد های سالم و پیشرو عددی است تک رقمی اما وقتی این عدد دو رقمی می شود باید هراسان بود و برایش دلیلی یافت و مسیری برای هدایت آن. رشد نقدینگی چهل و اندی درصدی نیازمند اقتصادی است که رشد آن سالانه در همین حد و حدود باشد که صد البته امری است مافوق واقعیت و چنین رشدی در دنیای کنونی به یک شوخی بسیار بچه گانه تعبیر می شود. چهل و اندی درصد رشد نقدینگی در کنار چهار تا شش درصد رشد اقتصادی نشان از فاصله بسیار زیاد این دو شاخص دارد که تورم اولین نتیجه آن است. تورم یعنی ورم. ورم هم از آنچه همیشه آموخته ایم نیازمند مداواست و مداوای ورم هم باید با آرامش همراه باشد. هیچ راه حلی در اقتصاد یک شبه نتیجه بخش نیست اما یک شبه می توان ستون های اقتصاد هر کشوری را نابود کرد. به رکود در پیش اقتصاد ایالات متحده نگاهی بیاندازیم. کار کارشناسی با مشارکت تمام اندیشمندان در کشوری که اقتصاد دان های بانک مرکزیش از تمام اقتصاد دانان دنیا بیشتر است، شاهکاری است که حتما نتیجه آن بهبود شرایط اقتصادی امریکا در کوتاه مدت نخواهد بود ولی به یقین همگان مطمئن هستند که بهترین سیاست ها اتخاذ خواهد شد. کسی که در جایگاه فرماندهی فدرال رزرو می نشیند به اعتبار فرآیندی که او را انتخاب کرده است، می تواند خود را ارشد ترین اقتصاد دان ینگه دنیا بداند، کسی که هیچ شخص و مقامی نمی تواند از او سوال کند و به او دستور دهد و حتی برکنارش کند، هرگز مشورت با اهل فن را هرگز فراموش نمی کند. نتیجه تصمیم های او تغییر چند عدد و رقم است که قرار است رکود قابل پیش بینی اقتصاد امریکا در نیمه دوم 2008 را کم اثر کند.| لینک | شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٦ - Babak |
درآمد مردم و جامعه
سالهاست که درک این نکته که بالا رفتن درآمد دولت در گرو بالارفتن در آمد عموم مردم است، در ایران دچار فراموشی شده است. واقعیت این است که به قول بولتس ما هر چه می کشیم از نفت است. نفت که تمام شود درست می شود. چنانچه نتوانیم سطح درآمدهای عموم مردم جامعه را بالا ببریم به یقین هیچ اتفاق بزرگی در جامعه نخواهد افتاد.| لینک | شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٦ - Babak |
رييس کل بانک مرکزی
شیبانی رفت
متاسفانه در این چند سال عادت کرده ایم به دروغ شنیدن.
دو روز قبل از آنکه رییس کل بانک مرکزی از مسند ریاست کنار برود، یکی از منتسبین به دولت رفتن او را به شدت تکذیب می کند.
برگردیم به موضوع اصلی بحث.
رییس کل بانک مرکزی رفت ولی چرا اینقدر دیر!!!!
اصولا کارکرد رییس بانک مرکزی در جوامع مختلف متفاوت است. در کشور ایالت متحده امریکا رییس کل بانک مرکزی شخصی است کاملا مستقل. رییس جمهور هیچ کنترلی بر سیاست های بانک مرکزی ندارد و صرفا در حد توصیه می تواند تقاضای بسیار محدودی از بانک بنماید که رییس مختار به پذیرش یا عدم پذیرش آن است.
رییس کل بانک مرکزی در سال دوبار گزارش 6 ماهه می دهد که رییس جمهور صرفا به عنوان ناظر در آن شرکت می کند و در بقیه جلسات چنانچه از او دعوت شود می تواند حضور یابد. در این نظام رییس جمهور باید سیاست های خود را بر اساس سیاست های بانک مرکزی تنظیم و ارایه کند. اما انتخاب چنین فردی که عنان همه چیز به دست اوست کاری است پیچیده و طولانی. معمولا رییس قبلی از یک سال قبل تمایل خود را برای کناره گیری اعلام می کند و سپس فرآیند انتخاب شخص جدید از جانب رییس جمهور آغاز می شود. این شخص که حتما باید دارای کرسی استادی در زمینه اقتصاد باشد و سابقه تدریس و فعالیت اجرایی زیادی داشته باشد باید از کنگره و سنا هم تاییدیه بگیرد. یکی از شروط برای انتساب به این سمت عدم تمایل و وابستگی به جریانات سیاسی چه در حال و چه در قبل می باشد، ضمنا این فرد باید مقبولیت آکادمیک نیز داشته باشد. معمولا شخص رییس قابل عزل نیست و باید استعفا دهد یا از دنیا برود، که معمولا اولی اتفاق می افتد. افرادی که به این سمت می رسند معمولا تمام سعی و خطا های زندگی علمی خویش را کرده اند و تنها دغدغه آنها کنترل سیاست های بانک مرکزی برای دستیابی به افق های بلند مدت و پرهیز از روزمرگی و تصمیم گیری های مقطعی و گاها سیاسی است. روسای بانک های مرکزی در کشورهای اروپایی نیز کم و بیش استقلال دارند، هر چند نحوه انتخاب آنها با آنچه در ایالات متحده اتفاق می افتد متفاوت است.
این مقدمه نسبتا طولانی را گفتم تا به رییس کل بانک مرکزی در ایران برسیم. افرادی که این سمت را تا کنون عهده دار بوده اند، عموما تحصیل کرده اقتصاد و جزو صاحب نظران و سازش ناپذیر بوده اند. آقای شیبانی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و شاید بعد از فوت مرحوم نوربخش که به واقع گل سر سبد اقتصاد ایران بود، بهترین شخص در کوتاه مدت برای جایگزینی بود. اما آقای شیبانی در طول این چند سال آزبثابت کرد که برای نفر اول بودن شخص مناسبی نیست. اقتدار او همواره زیر سوال بود و هرگز رفتارهایی شبیه آنچه محسن نوربخش انجام می داد در او دیده نشد.
شاید بهترین فرصت برای ترک صندلی ریاست شروع دخالت های خارج از اندازه بدنه دولت و به ویژه رییس جمهور و گروه مشاورانش در امور پولی بود که آقای شیبانی بودن در صندلی ریاست را بر اقتدار خویش ترجیح داد ولی مشخص بود که دیر یا زود دامنه تغییرات انقلابی به ایشان نیز خواهد رسید.
شنیده شده که ایشان نماینده ایران در بانک جهانی خواهد بود جایی که دیگر نامی از شیبانی در اقتصاد ایران شنیده نشود و ایشان چند سالی هم در غربت خاطرات روزگاران گذشته را مرور کند و شاید خود را آماده دوره ای جدید نماید.
تا زمانی که ساختار بانک مرکزی ایران اینگونه باشد دیگر خیلی فرقی نمی کند که رییسش چه کسی باشد، رییس آن حتی می تواند آقای مهرداد بذرپاش یا آقای زریبافان باشد یا حتی آقای الهام. چون رییس فقط هست تا غبار بر صندلی ریاست ساختمان معظم میرداماد ننشیند وگرنه بانک مرکزی که سیاست هایش بر اساس مذاق سیاسی در تغییر باشد،فاتحه اش پیشاپیش خوانده شده است.
پول و سرمایه محافظه کار است. سیاست هایی که عمر آنها به سختی به یک سال می رسد در بازار پول و سرمایه جایی ندارد. آنچه که به اسم اقتصاد کشور می خوانیمش، جسد متعفنی است که دولت ها فقط بر سر آن روضه خوانده اند. کشور ما ایران مستثنی از آنچه بر دنیا گذشته نیست. هیچ اقتصادی در هیچ کجای دنیا به قدرت نرسید مگر با دور اندیشی، قوانین ساده و کامل و صد البته پایدار. این قوانین همه آنچه هستند که سالیان سال در دانشگاه های دنیا تدریس شدند و هزاران کتاب بر اسا س آنها نوشته شدند. این اقتصاد نیازمند کشف آنها یا شنیدن آنها از زبان متخصصان ترافیک نیست بلکه نیازمند عمل به آنهاست.
| لینک | جمعه ٢ شهریور ،۱۳۸٦ - Babak |
چابهار
2 هفته پیش در یک سفر چند روزه با چند تا از دوستان رفته بودم چابهار. من جاهای محروم کم ندیدم و شاید بشاگرد که من دیدم محرومترین نقطه ایران باشه و لی اونجا قاچاق نبود.
توی چابهار و اطرافش قاچاق معمولی ترین چیزی هست که همه می تونن در نگاه اول ببینن. قاچاق از منطقه آزاد چابهار، قاچاق سوخت، قاچاق مخدر از مواردی هست که اونجا وجود داره. در کتار این بحث ناامنی ها رو هم باید کاملا جدی گرفت. یک اشتباه یعنی پذیرفتن ریسک 70 درصدی.
اما به یک نتیجه خیلی خیلی مهم رسیدم: قاچاق شرافتمندانه ترین کاری که این مردم انجام میدن. اصلن هم تعارف ندارم سر این ادعا. مطمِن هستم که اگه ماها مجبور باشیم بدون دلیل بریم تو اون منطقه و مثلن 5 سال زندگی کنیم حتما سر سال اول 50 درصدمون قاچاقچی میشیم بدون اینکه ناراحت باشیم از این کار.
برید ببینین بعد اعتراض کنید.
| لینک | سهشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - Babak |
نقدینگی
شاید نقدینگی در اقتصاد از اولین اصطلاحاتی باشه که افراد در مورد اقتصاد یاد می گیرن.
اقتصاد ایران هم به شدت با این مساله مشکل داره. اصولن اقتصادهایی شبیه اقتصاد ما با نقدینگی خیلی مشکل دارن. تعریف ساده نقدینگی پول جاری در سطح جامعه است و چون اصولن پول دست مردم هست تا دست دولت کنترل اون و هدایتش از پیچیده ترین فعالیت های کلان دولت هستش.
مساله خیلی مهمی که باید بهش توجه کرد ثبات سیاست گذاری در این مورد هست. چون مساله نقدینگی به مرور ایجاد میشه و به مرور هم حل میشه. البته در اینکه رشد نقدینگی همیشه وجود داره شکی نیست اما نحوه هدایت اون مهمه.
افزایش نقدینگی نسبت تصاعدی با طبقه اقتصادی داره. یعنی اگر رشد نقدینگی به شدت بالا باشه، کسی که سرمایه داره خیلی بیشتر از اونی که بخور نمیر زندگی می کنه گیرش میاد، چون بخور نمیره قسمت اعظم منابع در اختیارش صرف مسایل حیاتی زندگیش میشه در حالی که درشخص سرمایه دار این مساله عکس هستش. چون اون کاراشو کرده و نهایتش اینه که میشه کلکسیونر! اما بقیش چی میشه؟
اینجاست که دولت فخیمه باید شروع به سیاست گذاری کنه. این سیاست ها باید 3 خصوصیت داشته باشه: 1- هدفمند باشه 2- مستمر باشه 3-یکپارچه با سایر بخش ها باشه.
در مملکت ما مورد اول بعضی وقت ها اونم خیلی کم مورد توجه بوده اما بخش های دوم و سوم به طور کامل فراموش شده.
پایین آوردن نرخ تسهیلات همینجوری الکی الکی که به دنبالش پایین اومدن سود بانکی رو در پی داره باعث عدم جذابیت بانک ها می شه، در مقوله تولید هم که ظرفیت نداریم، در بحث تجارت هم که رانت جویی بیداد می کنه و این پولها مولد نخواهد بود پس اتفاقی که میافته اینه که تورم به وجود میاد. این تورم دلایل دیگه ای هم داره. یادمون باشه نرخ سود بانکی خیلی پارامتر مهمیه، برای اینکه نرخ بازدهی پول و حجم پول انباشته شده رو مشخص می کنه. 2 سال پیش که بانک های خصوصی نرخ سود رو اوردن پایین اگر به گزارش سه ماهشون نگاه می کردین در برخی موارد تا 60% کاهش حجم سپرده گذاری داشتن و این یعنی فاجعه. و اگه یه خورده دیگه فشار می اومد بانکها در معرض بحران قرار می گرفتن چون فکر کنید که یه دفعه صاحبان 50% سپرده برن بانک پولشونو بگیرن و بخوان بدن سوپری سر کوچه براشون کار کنه، بانک فردا صبحش ور شکستس.
در ک رابطه ساده اقتصادی تعیین نرخ بهره و افزایش اون باعث کنترل نقدینگی میشه و برای نشاط اقتصادی البته با رعایت تمام موارد (همون بحث یکپارچگی) میشه نرخ بهره رو کم کرد تا نقدینگی به سمت بازارهای مولد هدایت بشه ک صد البته باید توان جذب اون در بازار سرمایه وجود داشته باشه.
آمار مرکز تحقیقات مجلس خبر از رشد نقدینگی 44% در سال جاری می ده، این ها نتیجه سیاست های غلط 2 سال گذشته هستش. یعنی به راحتی در طول سه سال پول مملکت 2 برابر میشه و این رشد قراره کجا بره جوابش رو باید از مسوولان پرسید.
شاید با فروش خط موبایل یا پیش فروش خودرو در پایان سال که دیگه جذابیتش رو از دست داده بشه چند سالی سر کرد ولی آخرش چی.
چند روز پیش از قول آقای رحمتی وزیر راه نوشته بودن که دولت تمایل داره در پروژه آزاد راه شمال حتما از پیمانکاران ایرانی کمک بگیره و لی متاسفانه هیچ پیمانکاری توانایی مالی برای چنین پروژه معظمی نداره!!! البته ایشون فقط به بخش مالی اشاره داشت نه بخش فنی، اگر حرف ایشون درست باشه ( که لابد همینطوره چون راستیش ایشون نباید کتره ای حرف بزنه) مشخص میشه که این پول های لامصب رفته جاهای دیگه تا حالا گندش در بیاد.
ایندفعه یه خورده پریشان نوشتم ولی عصبانی بودم، دفعه دیگه مرتب می نویسم.
| لینک | سهشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - Babak |
نخبگان دولتی
بعضی وقت ها دلم برای این نخبگان دولتی میسوزد. هر چند بعضی ها معتقدند نخبه که در ایران دولتی نمی شود. البته من هم با این نظر موافقم ولی معتقدم چند نفری هستند که به دلایل مختلف هنوز دولتی هستند.
یکی از این آقایان رییس کل بانک مرکزی است. ایشان علیرغم اینکه دست پرورده مرحوم نوربخش هست اما در دولت جدید حرف های عجیب زیاد می زند. نقد آرا و نظرات افراد این گونه اولا حتما درست نیست و دوما بعضی وقت ها این آدمها به کاری که می کنند اعتقاد ندارند و این جای دلسوزی دارد.
همین.
| لینک | سهشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - Babak |
اسکناس درشت!!
راستش شکیبا یک نقل قولی کرد از طرف رییس کل بانک مرکزی در مورد چاپ اسکناس های بزرگ. خیلی سعی کردم توی منابعی که در اختیارم بود در این مورد اطلاعاتی جمع کنم ولی چیزی پیدا نکردم. اما به نظر خود من چاپ اسکناس درشت:
- اثر روانی : چاپ اسکناس درشت اثر نامناسبی را در سطح جامعه ایجاد می کند. مخصوصا جامعه ایران که در آن عامه مردم با اقتصاد مدرن ناآشنا هستند و نظرات آنها بسیار وابسته به شنیده ها و شایعات است. مردم عموما فکر می کنند که اسکناس درشت یعنی بالا رفتن قیمت ها. البته شاید خیلی هم بیراه نباشد ولی در حقیقت اسکناس درشت یعنی تسهیل جابجایی پول با حجم بالا. که البته این حجم بالا یکی از دلایلش بالا رفتن قیمت ها هم هست. واقعیت این است که چاپ یک اسکناس جدید که ارزش آن با اسکناس قبل از خودش 2.5 برابر متفاوت است باید با دقت انجام شود. کارشناسانی که در بانک مرکزی هستند مسلما از کارکشته گان هستند اما باید در نظر داشت که بسیاری از تصمیم گیری ها خارج از حیطه آنها انجام می شود. چاپ اسکناس 50000 ریالی مثل این است که فدرال رزرو اسکناس 250 یا حتی 500 دلاری ( به دلیل رعایت تناسب) چاپ کند. من شخصا معتقدم عوارض روانی چنین کاری در سطح جامعه در سال آینده یکی از دلایل تورم وحشتناک خواهد بود.
- ناکارآمدی سیستم های جدید مبادله پول: اسکناس هنوز رایج ترین وسیله خرید در ایران است. شهر تهران تا حدودی خود را به تکنولوژی های مدرن مبادله پول نزدیک می کند ولی در مابقی کشور سیستم به شدت وابسته به اسکناس است. تصور کنید شما در همین چابهار آقای ب (بولتس) بخواهید مبلغ 5 میلیون ریال خرید کنید، چه راهی جز حمل اسکناس دارید. واقعیت این است که عقب ماندگی این بخش از اقتصاد ما که ریشه در عقب ماندگی بخش خدمات در ایران دارد، هیچ چاره ای برای مسوولان امر نمی گذارد جز چاپ اسکناس. در سال های اخیر رواج چک پول به مقدار زیاد که در کمتر کشور دنیا دیده شده است راه حل کوتاه مدتی بود برای این مساله ولی تا کجا. چک پول در حقیقت شبه اسکناسی است که پشتوانه ندارد و خارج از ضوابط چاپ اسکناس چاپ می شود و انتشار آن بعد از ضربه شدید ناشی از چاپ بی رویه اسکناس و توصیه های شدید بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، مرهم کوتاه مدتی بود. به زندگی خود نگاهی بیافکنید، چند درصد از هزینه زندگی شما به صورت الکترونیکی و چند درصد آن به صورت استفاده از اسکناس انجام می شود؟ - به نظر من راه حل این مشکل البته بعد از حل کلاف تو در توی اقتصاد و مشکلات عدیده آن فقط با تغییر واحد پول ممکن است. حذف سه صفر و تبدیل واحد پول از ریال به تومان (عملا یعنی حذف چهار صفر) به نظر مناسب است. تجربه ای که ترکیه و برزیل انجام دادند می تواند الگوی خوبی باشد. البته حتما قبل از آن باید به یک شرایط نسبتا پایدار اقتصادی رسید که البته خیلی با انرژی هسته ای و حق مسلم ممکن نخواهد بود.
- بانک مرکزی از طرف دیگر با این کار هزینه چاپ و نگهداری اسکناس را کاهش می دهد که با توجه به شرایط موجود مبلغ کمی هم نخواهد بود.
| لینک | پنجشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٥ - Babak |

